loading...

همه چیز درباره امنیت اطلاعات ، امنیت شبکه ، هک و تست نفوذ قانونمند

بازدید : 70
سه شنبه 12 فروردين 1404 زمان : 0:24

زمانی که طراحی شبکه مورد بحث قرار می گیرد دسته بندی شبکه براساس تعداد دستگاه های سرویس گیرنده به ما در طراحی کمک زیادی می کند.طراحی شبکه به اندازه و نیاز سازمان وابستگی زیادی دارد. به طور مثال بستر مورد نیاز برای یک شبکه کوچک با تعداد محدودی دستگاه نسبت به یک شبکه بزرگ با تعداد قابل توجهی دستگاه بسیار متفاوتر می باشد.متغییرهای زیادی در زمان طراحی شبکه باید در نظر گرفته شود.شبکه را براساس تعداد دستگاه های سرویس گیرنده به سه دسته تقسیم می کنند:

  • Small Network : شبکه هایی با حداکثر 200 سرویس گیرنده
  • Medium-Size Network : شبکه هایی با 200 تا 1000 سرویس گیرنده در این دسته قرار می گیرند.
  • Large Netwok : شبکه هایی با بیش از 1000 سرویس گیرنده

    مدل سه‌لایه سیسکو (Three Layer Model) یک معماری شبکه است که شامل سه لایه Core، Distribution و Access می‌باشد. لایه Access وظیفه اتصال کاربران و دستگاه‌ها به شبکه را دارد، لایه Distribution ترافیک را بین سوییچ‌های Access و Core مدیریت می‌کند، و لایه Core ارتباطات با سرعت بالا را بین بخش‌های مختلف شبکه فراهم می‌کند. در آموزش سیسکو، این مدل به بهینه‌سازی عملکرد، افزایش مقیاس‌پذیری و بهبود امنیت شبکه کمک می‌کند. استفاده از این معماری باعث کاهش تأخیر، توزیع بهتر بار ترافیکی و ساده‌سازی مدیریت شبکه‌های سازمانی می‌شود.

اصول مهندسی در زیرساخت سیسکو به چه شکل است؟

بدون در نظر گرفتن مسائل مرتبط با اندازه و نیاز شبکه ، اجرای موفق طراحی شبکه نیاز به پیروی از اصول مهندسی در زیرساخت دارد. مدل سه لایه سیسکو اصول زیر را شامل می شود.

  • Hierarchy : این طراحی سلسله مراتبی به طراح کمک می کند که یک شبکه مطمئن را طراحی کند و مشکلات پیچیده طراحی را راحت تر و قابل مدیریت تر کند.
  • Modularity : طراحی ماژولار که باعث می شود عملکرد بخش های مختلف موجود در شبکه به صورت یک ماژول عمل کند و به این صورت طراحی ساده تر می شود. سیسکو جندین ماژول را معرفی کرده که شامل دیتاسنتر ، لبه اینترنت ، بلوک سرویس دهی و بخش Campus می باشد.
  • Resiliency : شبکه باید بتواند در شرایط عادی و غیرعادی به کار خود ادامه دهد. در شرایط عادی ترافیک براساس انتظار ما جریان دارد ولی شرایط غیر عادی زمانی است که یک سخت افزار یا نرم افزار ما دچار مشکل شود یا ترافیک زیادی وارد شبکه شود یا حمله هایی مانند DoS ایجاد شود.
  • Flexibility : شبکه طراحی شده باید توانایی تغییرات را داشته باشد به طور مثال یک سرویس به این شبکه اضافه شود یا توان شبکه را افزایش دهیم این تغییرات باید بودن ایجاد وقفه در عملکرد و اختلال در سرویس دهی صورت پذیرد.

در طراحی مدل سه لایه ای سیسکو ، تجهیزات در سه لایه زیر گروه بندی می شوند:

  1. Access
  2. Distribution
  3. Core

مدل سه لایه ای سیسکو به لحاظ مفهومی مشابه مدل هفت لایه OSI است. به طور کلی طراحی لایه ای بسیار مفید است چون هر دستگاه در هر لایه وظیفه و عملکرد مشخصی دارد که این ویژگی باعث میشود که حذف ، اضافه ، جایگزینی بخشی از شبکه به راحتی قابل انجام باشد. این انعطاف پذیری و سازگاری باعث می شود این مدل بسیار مقایس پذیر و قابل گسترش شود.

لایه Access در طراحی سه لایه سیسکو به چه معناست؟

در محیط LAN ، از طریق لایه Access اجازه دسترسی End Deviceها به شبکه ، داده می شود و در محیط WAN ، دسترسی به شبکه از راه دور داده می شود.معمولا در لایه Access از سوئیچ های لایه دوم و Access Pointها برای ایجاد دسترسی بین کلاینت ها و سرور استفاده می شود.

برخی از وظایف لایه Distribution در طراحی سلسله مراتبی سیسکو

  • تجمیع لینک ها ارتباطی مربوط به LAN و WAN
  • فیلترینگ و ACL
  • مسیریابی
  • جایگزینی و تقسیم بار (Redundancy and load balancing)
  • خلاصه سازی روت ها (Route Summarization)
  • کنترل Broadcast Domain با استفاده از روتر یا سوئیچ Multilayer

لایه Distribution در طراحی سه لایه سیسکو به چه معناست؟

این لایه بین لایه Access و Core قرار دارد و دیتا ارسالی توسط کاربر را از لایه Access به سمت لایه Core هدایت می کند. نوع ارتباطات در این لایه از نوع کابلی می باشد. برای جلوگیری از سرایت مشکلات احتمالی در شبکه LAN با استفاده از روتر یا سوئیچ Multilayer ، بین لایه Access و Core یک مرز ایجاد می کند.

برای درک بهتر مفاهیم سیسکو به دوره آموزش CCNA سیسکو جامع ( CCNA Routing and Switching ) مهندس قنبری یکی از کاملترین دوره های آموزشی سیسکو ( CCNA ) می باشد که با ده ها کارگاه عملی و توضیحات جامع به زبانی ساده و روان تدریس شده است.

مدرک CCNA روتینگ و سویچینگ سیسکو اولین گواهینامه دوره های آموزشی سیسکو به حساب می آید که شما را با تجهیزات زیرساختی سیسکو مثل روترها و سویچ ها و نحوه کار با آنها به خوبی آشنا می کند. شما با گذران این دوره CCNA Routing and Switching سیسکو دیگر نیازی به هیچ منبع آموزشی سیسکو نخواهید داشت.پیشنیاز دوره آموزشی CCNA سیسکو ، دوره آموزش نتورک پلاس است

برخی از وظایف لایه Core در ساختار سلسله مراتبی سیسکو

  • سوئیچنگ با سرعت بالا
  • قابلیت اطمینان و تحمل خطا
  • پرهیز از هرگونه پردازش اضافه روی بسته ها که باعث درگیر کردن CPU شود مانند مسائل امنیتی مثل inspection یا مواردی مثل QoS

بازدید : 95
سه شنبه 12 فروردين 1404 زمان : 1:54

DHCP Spoofing حمله ای است که عملکرد سرویس DHCP (اختصاص IP به صورت اتومات) را مختل می کند.

حمله DHCP Spoofing زمانی رخ می‌دهد که مهاجم اقدام به ارسال پیام‌های DHCP جعلی به دستگاه‌های شبکه می‌کند تا آدرس IP نادرست به آن‌ها اختصاص دهد. این حمله می‌تواند باعث قطع ارتباط شبکه یا هدایت ترافیک به سمت مهاجم شود. در آموزش سیسکو، یکی از راه‌های مقابله با این حمله، فعال‌سازی ویژگی DHCP Snooping در سوئیچ سیسکو است که تنها به سرورهای DHCP معتبر اجازه ارسال پیام‌های DHCP را می‌دهد. همچنین، می‌توان از Port Security برای محدود کردن تعداد دستگاه‌های متصل به هر پورت و جلوگیری از حملات استفاده کرد. این روش‌ها باعث افزایش امنیت شبکه در برابر حملات DHCP Spoofing می‌شوند.

این حمله به دو صورت می تواند به وجود اید:

  1. DHCP Server Spoofing : در حالت اول مهاجم به بسته های DHCP Request گوش می کند و بلافاصله به آنها جواب می دهد و IP Address و مشخصات مورد نظر خود را برای قربانی ارسال می کند به این نوع حملات man in the middle گفته می شود. به طور مثال IP خود را به عنوان Gateway به قربانی اعلام می کند در نتیجه قربانی بسته هایی که مقصد آنها خارج از شبکه هستند را به مهاجم تحویل می دهد و مهاجم اطلاعات مورد نظر خود را از این بسته استخراج می کند و سپس بسته را به سوی مقصد واقعی ارسال می کند و قربانی از این اتفاق بی خبر است.
  2. DHCP Starvation : حالت دوم جهت از کار انداختن سرویس DHCP مورد استفاده قرار می گیرد به این صورت که مهاجم تعداد زیادی DHCP Request جعلی ایجاد می کند و باعث می شود که کل محدود IP تعیین شده برای DHCP سرور پر شود یا تعداد این DHCP Request انقدر زیاد می شود که سرور توان پاسخگویی به ان را نداشته باشد.
  • نکته : در صورتی که DHCP سرور روی سوئیچ فعال باشد حمله حالت اول رخ نخواهد داد.

برای جلوگیری از این حملات از DHCP Snooping استفاده می کنیم و به صورت زیر عمل می کند :
برای جلوگیری از حالت اول پورتی که متصل به DHCP سرور ماست را به عنوان Trust معرفی می کنیم در نتیجه تنها این پورت اجازه دارد به بسته های DHCP Request پاسخ دهد. برای جلوگیری از حالت دوم برای پورت ها مشخص می کنیم که در هر ثانیه اجازه دارد چندتا DHCP Request دریافت کند و یا استفاده از قابلیت Port Security .

نحوی تنظیم DHCP Snooping در سوئیچ های سیسکو :

در ابتدا DHCP Snooping را فعال می کنیم.

Switch(config)#ip dhcp snooping

سپس VLAN مربوطه را مشخص می کنیم.

Switch(config)#ip dhcp snooping vlan 1

وارد اینترفیس متصل به DHCP سرور می شویم و آنرا به عنوان trust معرفی می کنیم.

Switch(config)#interface fasthernet 0/24
Switch(config-if)# ip dhcp snooping trust

حالا باید مشخص کنیم که باقی پورت ها در هر ثانیه اجازه ارسال چند DHCP Request را دارند.

Switch(config)#interface range fastethernet 0/1-23
Switch(config-if)#ip dhcp snooping limit rate 3

جامعترین و کاملترین دوره آموزشی CCNA Security از مهندس شوهانی در قالب 27 ویدیوی آموزشی CCNA Security و 22 ساعت تهیه و تدوین شده است . این دوره CCNA Security بصورت گام به گام ، کارگاهی ، دارای پشتیبانی مدرس و در قالب آموزش CCNA Security با کد آزمون 210-260 به شما تضمین می دهد که امنیت زیرساخت شبکه را فرا گیرید و بتوانید امنیت تجهیزات سیسکویی خودتان را ارتقاء دهید . با تهیه این دوره آموزش CCNA Security شما دیگر نیازی به منبع آموزشی دیگری برای یادگیری CCNA سکیوریتی نخواهید داشت.

دوره آموزش CCNA Security چیست؟

دوره CCNA Security نام یکی از آزمون‌ها و مدارک شرکت سیسکو است. سیسکو آزمون‌ها و مدارک مختلفی از جمله CCNA را در حوزه شبکه‌های کامپیوتری برای افرادی برگزار می‌کند که قصد فعالیت در زمینه راه‌اندازی و نگهداری راهکارهای سیسکو با استفاده از تجهیزات این شرکت را دارند.

بازدید : 62
سه شنبه 12 فروردين 1404 زمان : 0:20

Cam Flooding Attack یا MAC Flooding Attack یکی از حملات لایه دوم می باشد که مهاجم جدول CAM سوئیچ را با MAC آدرس های جعلی پر می کند. بعد از اینکه جدول پر شد. از این پس سوئیچ بدلیل پر شدن جدول Cam خود نمی تواند MAC جدید را یاد بگیرد درنتیجه سوئیچ بسته های دریافتی که آدرس مقصد آنها در جدول CAM ندارد را روی تمام پورت های خود ارسال می کند.

این پر شدن جدول Cam دو مشکل به وجود می آورد:

  1. باعث ایجاد ترافیک بیشتر در شبکه می شود که در نتیجه آن ، تجهیزات شبکه نیز مجبور به پردازش این ترافیک اضافه می شوند و حتی باعث از کار افتادن تجهیزات به خاطر ترافیک زیاد خواهد شد.
  2. ترافیک چون روی همه پورت ها ارسال می شود سیستمی که مقصد ترافیک نیست نیز این ترافیک را دریافت می کند در نتیجه محرمانگی اطلاعات در این حالت از بین می رود. با این تکنیک مهاجم می تواند اطلاعات ارسال بین سیستم های مختلف شبکه را دریافت و جهت مقاصد خود از آنها استفاده کند.
  • نکته : بعد از اینکه حمله متوقف شود MAC ادرس های جعلی به مدت 5 دقیقه که مدت زمان نگه داری آدرس ها در جدول Cam می باشد در جدول باقی می مانند سپس از جدول حذف می شوند و شبکه به حالت نرمال باز می گردد.

برای جلوگیری از این حمله می توان از Port Security و Port-based authentication استفاده کرد.

بدون شک دوره آموزشی Security+ مهندس محمدی یکی از بهترین و کاملترین دوره های آموزش امنیت اطلاعات وآموزش امنیت شبکه در دنیا به حساب می آید. در پایان این دوره آموزشی شما آماده ورود به دنیای هک و امنیت اطلاعات می شوید و به خوبی بر روی مباحث تئوری و مفاهیم امنیتی مسلط خواهید شد. در واقع سکیوریتی پلاس نقطه ورود شما به دنیای امنیت سایبری و از پیشنیازهای دوره های آموزشی هک و نفوذ می باشد.داشتن دانش لازم در حد دوره آموزش نتورک پلاس برای ورود به دوره سکیوریتی پلاس الزامی است

بازدید : 66
دوشنبه 11 فروردين 1404 زمان : 23:57

سویچ شبکه چگونه کار میکند؟ در ابتدا باید به تفاوت بین سویچ و هاب پی ببرید ، در یک هاب در حقیقت هیچگونه عملی بر روی فریم ها که نام بسته های اطلاعاتی در لایه دوم از مدل OSI هستند انجام نمی شود ، این وسیله صرفا از یک پورت خود اطلاعات را دریافت می کند و آنها را تقویت و به تمامی پورت های خود ارسال می کند .

سوئیچ شبکه یک دستگاه هوشمند است که برای مدیریت و انتقال داده‌ها بین دستگاه‌های مختلف در یک شبکه محلی (LAN) استفاده می‌شود.این دستگاه از آدرس‌های MAC برای ارسال داده‌ها به مقصد صحیح استفاده کرده و برخلاف هاب، داده‌ها را فقط به پورت موردنظر ارسال می‌کند.سوئیچ‌ها می‌توانند به‌صورت Managed (مدیریتی) یا Unmanaged (غیرمدیریتی) باشند، که مدل‌های مدیریتی قابلیت تنظیمات پیشرفته دارند.
با استفاده از جدول MAC Address Table، سوئیچ‌ها یاد می‌گیرند که هر دستگاه در کدام پورت قرار دارد و ارتباطات را بهینه می‌کنند.در آموزش شبکه، یادگیری نحوه کار سوئیچ و پیکربندی آن برای بهبود عملکرد و امنیت شبکه ضروری است.

این وسیله هیچگونه درکی از وجود فریم در خود نداشته و صرفا در لایه فیزیکی مدل OSI فعالیت می کند ، در هنگام ارسال یک فریم از خود آن را به تمامی پورت های خود ارسال می کند که همین امر موجب می شود که پهنای باند موجود در هاب به نسبت تعداد پورت های آن تقسیم شده و طبیعتا سرعت نیز به نسبت پایین خواهد آمد . اگر حوصله خواندن مقاله ندارید و به دنبال ویدیو هستید ، می توانید به دوره آموزش نتورک پلاس قسمت هفتم مراجعه کنید و تفاوت ها را به بهترین شکل درک کنید.

و اما در سویچ هر پورت برای خود پهنای باند مستقلی دارد و در هنگام ارسال فریم ، فریم صرفا برای مقصد مورد نظر ارسال خواهد شد و از پخش شدن در کلیه پورت ها جلوگیری خواهد شد . ، این شیوه کاری به این شکل است که در فریم ارسالی از سوی کامپیوتر مبدا آدرس کامپیوتر مقصد قرار گرفته است ، سویچ با خواندن آدرس مقصد فریم مورد نظر را صرفا به آدرس مقصد ارسال کرده و مسیر منحصر به فردی برای این دو کامپیوتر برای برقراری ارتباط ایجاد خواهد کرد . در این روش پهنای باند بصورت اختصاصی برای کامپیوتر ها خواهد بود زیرا فریم در کل پورت های سویچ پخش نخواهد شد.

اما سویچ چگونه می فهمد که آدرس مبدا و مقصد چیست و آن فریم را می بایست به کدام پورت انتقال دهد ؟ در جواب این سئوال باید گفت که سویپ از ساختاری به نام MAC Table یا جدول آدرس سخت افزاری استفاده میکند که در این جدول لیست کلیه آدس های سخت افزاری که بر روی هر پروت قرار دارند نوشته شده و مشخص شده است که هر یک از آدرس ها در کدام یک از پورت های سویچ اتصال یافته اند. حال این سئوال پیش می آید که سویچ چگونه این جدول را تشکیل می دهد ؟

در هنگامی که یک کامپیوتر قصد برقراری ارتباط با کامپیتور دیگری در شبکه را داشته باشد فریم خود را به پورت مورد نظر بر روی سویچ ارسال خواهد کرد ، این فریم شامل آدرس سخت افزاری مبدا و مقصد خواهد بود ، به محض اینکه سویچ فریم مورد نظر را دریافت می کند ابتدا به آدرس مبدا توجه می کند ، اگر آدرس مبدا را در جدول خود موجود نداشته باشد آدرس سخت افزاری مبدا را در جدول MAC خود یادداشت می کند و سپس به سراغ آدرس مقصد می رود .

اگر آدرس مقصد نیز در جدول وجود نداشته باشد فریم ارسالی را برای هر یک از پورت های موجود ارسال می کند و قاعدتا صرفا یک آدرس سخت افزاری متناسب با مقصد در پورت های سویچ به آن فریم پاسخ خواهد داد ، سپس سویچ آدرس مقصد را نیز با شماره پورت مورد نظر در جدول آدرس سخت افزاری خود قرار خواهد داد . این روش همچنان ادامه خواهد داشت تا جدول بصورت کامل تشکیل شود . در مراحل بعدی و بعد از تشکیل شدن جدول MAC در صورت ارسال فریم ، سویچ بلافاصله با استفاده از جدول ، فریم ارسالی را به مقصد مورد نظ هدایت خواهد کرد .توجه داشته باشید که سویچ هیچگاه فریم ارسالی از یک پورت را به خود آن پورت ارسال نخواهد کرد .

سویچ به محض دریافت یک فریم سه عمل بر روی آن انجام خواهد داد

  1. Forward کردن فریم: در صورتیکه آدرس مقصد در جدول آدرس موجود باشد سویچ فریم را به مقصد مورد نظر ارسال یا Forward خواهد کرد.
  2. Drop یا فیلتر: در صورتیکه آدرس مقصد ارسالی در جدول آدرس به همان پورتی اشاره کند که از آن وارد سویچ شده است بسته Drop شده و به سویچ وارد نخواهد شد . این بدین معناست که آدرس درخواستی از کامپیوتر یا سویچ در همان پورتی قرار دارد که از آن ارسال شده ، پس سویچ نمی تواند کار خاصی را بر روی آن انجام دهد و صرفا آنرا بلوکه میکند تا ترافیک اضافی در شبکه تولید نشود .
  3. Flood: در صورتیکه آدرس مقصد در جدول MAC سویچ موجود نباشد ، سویچ بصورت خودکار فریم را به تمامی پورت های خود به غیر از پورت مبدا ارسال کرده و منتظر جواب از کامپیوتر مقصد خواهد شد.

بازدید : 158
پنجشنبه 14 فروردين 1404 زمان : 3:51

حتما شما هم دوره های شبکه را در موسسات مختلف آموزشی پشت سر گذاشته اید و یا اگر اینطور نیست در دروس دانشگاهی خود به مفاهیمی از قبیل Unicast و Multicast و Broadcast برخورد کرده اید.به عنوان کسی که در حوزه شبکه فعالیت می کند بسیار مهم است که شما تمامی این مفاهیم را به خوبی درک کنید. سر کلاس های درسی که بنده برگزار می کنم این نوع ارتباطات و این مفاهمی را به ارتباطات N به N تشبیه می کنم و برای درک بهتر عنوان مطلب را انواع ارتباطات N به N مطرح می کنم. ب

درآموزش شبکه، Unicast، Broadcast و Anycast روش‌های مختلف ارسال داده بین دستگاه‌ها هستند:

  1. Unicast: در این روش، داده از یک فرستنده به یک گیرنده خاص ارسال می‌شود. مانند ارتباط بین دو کامپیوتر در یک شبکه خصوصی.

  2. Broadcast: در این روش، داده از یک فرستنده به همه دستگاه‌های موجود در یک شبکه ارسال می‌شود. مانند ارسال پیام در یک گروه محلی (LAN).

  3. Anycast: این روش داده را از یک فرستنده به نزدیک‌ترین یا بهترین گیرنده در یک گروه از دستگاه‌ها ارسال می‌کند. معمولاً در شبکه‌های توزیع‌شده مانند DNS و CDN استفاده می‌شود.

تفاوت اصلی:

  • Unicast ارتباط یک‌به‌یک است.

  • Broadcast داده را به همه ارسال می‌کند.

  • Anycast داده را به نزدیک‌ترین گیرنده در گروه ارسال می‌کند.

نابراین با همین درک اولیه به سراغ تعریف این مفاهیم می پردازیم :

یونیکست ( Unicast ) یا ارتباط یک به یک در شبکه

در ساختار ارتباطات N به N به Unicast در اصطلاح ارتباط یک به یک گفته

می شود. در این نوع ارتباطات یک کامپیوتر به عنوان فرستنده و گیرنده و کامپیوتر دیگر نیر به عنوان گیرنده فرستنده و گیرنده با همدیگر ارتباط برقرار می کنند و بسته های داده خود را رد و بدل می کنند.

برای مثال زمانیکه شما یک صفحه وب سایت را باز می کنید شما به یک آدرس IP که مربوط به وب سایت است اطلاعات را ارسال می کند و از آن اطلاعات را دریافت می کنید ، حتی دانلود کردن یک فایل از یک فایل سرور هم نوعی از ارتباطات یک به یک محسوب می شود. در خصوص مفاهیم Broadcast و unicast و ... در دوره آموزش نتورک پلاس بصورت مفصل صحبت شده است.

برای ساده تر شدن موضوع فرض کنید یک تلفن دارید و یک شماره تلفن ، شما این شماره را می گیرید و با شخص مورد نظر تماس برقرار می کنید. این ارتباط بین شما و شخص صاحب خط برقرار می شود و به آن یک به یک گفته می شود زیرا کسی غیر از شما دو نفر از محتویات تماس با خبر نیست. مثال تلفن بهترین مثال برای شناخت بهتر موضوع Unicast است.

مولتی کست ( Multicast) یا ارتباط یک به چند در شبکه

در ساختار ارتباطات N به N به Multicast در اصطلاح ارتباط یک به چند گفته می شود. در این نوع ارتباطات یک کامپیوتر ارتباط خود را بصورت همزمان با چندین کامپیوتر دیگر برقرار می کند و شروع به ارسال و دریافت داده می کند. در واقع زمانیکه صحبت از Multicast می شود منظور گروهی از کامپیوترهای مشخص هستند که یک کامپیوتر با آنها ارتباط برقرار کرده است.

در Multicast اطلاعات صرفا به گروه یا مجموعه ای منتقل می شود که در آن گروه قرار دارند و اطلاعات به همه کامپیوترهای شبکه منتقل نخواهد شد. دستگاه هایی که می خواهند اطلاعات مربوط به Multicast را دریافت کنند بایستی به عضویت این گروه Multicast در بیایند. اگر کمی با کلاس های آدرس IP آشنایی داشته باشید حتما توجه کرده اید که IPv4 Class D برای استفاده در موارد Multicasting مورد استفاده قرار می گیرد.

برای مثال شما در سرویس هایی مانند WDS شرکت مایکروسافت از این روش Multicasting برای نصب ویندوزها تحت شبکه استفاده می کنید.برای راحت تر شدن درک موضوع فرض کنید یک تلفن دارید که قابلیت کنفرانس شدن دارد ، شما ابتدا افرادی که می خواهید در این کنفرانس باشند را شماره گیری می کند و هر کس که در این کنفرانس قرار دارد صدای افراد دیگر را خواهد شنید و افرادی که نمی توانند صدا را دریافت کنند بایستی به عضویت این گروه کنفرانس در بیایند تا بتوانند صدا را دریافت کنند این بهترین مثال برای درک مفهوم Multicasting یا ارتباط یک به چند است.

بازدید : 51
سه شنبه 12 فروردين 1404 زمان : 1:58

Bridge (پل شبکه) دستگاهی در شبکه‌های کامپیوتری است که برای اتصال دو یا چند شبکه محلی (LAN) و مدیریت ترافیک بین آن‌ها استفاده می‌شود. در آموزش شبکه، Bridge با فیلتر کردن بسته‌های داده، فقط ترافیک موردنیاز را به بخش‌های مختلف شبکه ارسال می‌کند، که باعث کاهش بار شبکه و بهبود عملکرد می‌شود. برخلاف روتر که شبکه‌های مختلف را به هم متصل می‌کند، Bridge در لایه دوم مدل OSI (لایه پیوند داده) کار می‌کند و بر اساس آدرس MAC تصمیم‌گیری می‌کند. این دستگاه برای تقسیم‌بندی شبکه‌های بزرگ، کاهش برخورد داده‌ها (Collisions) و افزایش کارایی شبکه‌های LAN مفید است.

عملکرد پل در دنياي کامپيوتر و دنياي واقعي، در هر دو، پلها دو يا چند بخش منفک و مجزا را به هم ملحق ميکنند تا فاصلهها از ميان برداشته شود. اگر شبکههاي محلي را به جزاير کوچک و مستقل تشبيه کنيم پلها اين جزاير را به هم پيوند ميزنند تا ساکنين آن به هم دسترسي داشته باشند.

بسياري از سازمانها داراي LANهاي متعددي هستند و تمايل دارند انها را به هم متصل کنند. شبکههاي محلي (LAN) را ميتوان از طريق دستگاه هايي که در لايه پيوند داده عمل ميکنند و پل (Bridge) ناميده ميشوند به هم متصل نمود.

پلها براي مسيريابي و هدايت دادهها، ادرسهاي "لايه پيوند دادهها" را بررسي ميکنند. از انجايي که قرار نيست محتواي فيلد داده از فريمهايي که بايد هدايت شوند، پردازش گردد لذا اين فريمها ميتوانند بستههاي IPv4 (که اکنون در اينترنت به کار ميرود)، IPv6 (که در اينده در اينترنت به کار گرفته خواهد شد)، بستههاي Apple Talk، ATM، OSI، يا هر نوع بسته ديگر را در خود حمل کنند.

بر خلاف پل، "مسيريابها" ادرس درون بستهها را بررسي کرده و بر اين اساس، انها را هدايت (مسيريابي) ميکنند. اگر بخواهيم در تعبيري عاميانه و نادقيق مسيرياب را با پل در دنياي واقعي مقايسه کنيم پل جزاير منفک را مستقيما به هم متصل ميکند در حالي که مسيرياب به مثابه قايق، مسافران خود را پس از سوار کردن از يک طرف به طرف ديگر منتقل ميکنند.

طبعا پل سرعت تردد مسافران را بالاتر خواهد برد ولي قايق هميشه و در هر نقطه از جزيره در دسترس است و قدرت مانور مسافر را بالا خواهد برد!!قبل از پرداختن به تکنولوژي پل، بررسي شرايطي که در ان، استفاده از پلها سودمند است، اهميت دارد. چه دلايلي باعث مي شود يک سازمان واحد، داراي چندين LAN پراکنده باشد؟

اول از آن که: بسياري از دانشگاهها و بخشهاي مختلف شرکتها، LAN مختص به خود را دارند تا بتوانند کامپيوترهاي شخصي، ايستگاههاي کاري و سرويس دهندههاي خاص خود را به هم متصل کنند. از انجايي که بخشهاي مختلف يک موسسه، اهداف متفاوتي را دنبال ميکنند لذا در هر بخش، فارغ از ان که ديگر بخشها چه ميکنند، LAN متفاوتي پياده ميشود.

دير يا زود نياز ميشود، که اين LANها با يکديگر تعامل و ارتباط داشته باشند. در اين مثال، پيدايش LANهاي متعدد ناشي از اختيار و ازادي مالکان ان بوده است. دوم آن که: ممکن است سازمانها به صورت جغرافيايي در ساختمانهايي با فاصله قابل توجه، پراکنده باشند. شايد داشتن چندين LAN مجزا در هر ساختمان و وصل انها از طريق "پلها" و لينکهاي پرسرعت ارزانتر از کشيدن يک کابل واحد بين تمام سايتها تمام شود. سوم ان که: گاهي براي تنظيک بار و تعديل ترافيک، لازم است که يک LAN منطقي و واحد به چندين LAN کوچکتر تقسيم شود.

به عنوان مثال: در بسياري از دانشگاهها هزاران ايستگاه کاري در اختيار دانشجويان و هيئت علمي قرار گرفته است. عموما فايلها در ماشين هاي سرويس دهنده فايل نگه داري ميشوند و حسب تقاضاي کاربران بر روي ماشينشان منتقل و بارگذاري ميشود. مقياس بسيار بزرگ اين سيستم مانع از ان ميشود که بتوان تمام ايستگاه کاري را در يک شبکه محلي واحد قرار داد چرا که پهناي باند مورد نياز بسيار بالا خواهد بود. در عوض، از چندين LAN که توسط "پل" به هم متصل شده، استفاده ميشود. هر شبکه LAN گروهي از ايستگاهها و سرويس دهنده فايل خاص خود را در بر ميگيرد که بدين ترتيب بيشتر ترافيک در حوزه يک LAN واحد محدود ميشود و بار زيادي به ستون فقرات شبکه اضافه نخواهد شد.

چهارم آن که: در برخي از شرايط اگر چه يک شبکه محلي واحد از نظر حجم بار کفايت ميکنند وليکن فاصله فيزيکي بين ماشينهاي دور، بسيار زياد است. تنها راه حل آن است که LAN به چند بخش تقسيم شده و بين انها پل نصب گردد. با استفاده از پل، ميتوان فاصله فيزيکي کل شبکه را افزايش داد. پنجم آن که: مسئله قابليت اعتماد است; بر روي يک LAN واحد، يک گره خراب که دنبالهاي پيوسته از خروجي اشغال توليد ميکند قادر است کل شبکه را فلج نمايد.

پلها را ميتوان در نقاط حساس قرار داد تا يک گره خراب و مغشوش نتواند کل سيستم را مختل کند. بر خلاف يک تکرار کننده (Repeater) که ورودي خود را بي قيد و شرط باز توليد مينمايد يک پل را ميتوان به نحوي برنامه ريزي کرد تا در خصوص انچه که هدايت ميکند يا هدايت نميکند تصميم اگاهانه بگيرد.

ششم آن که: پل ها ميتوانند به امنيت اطلاعات در يک سازمان کمک نمايند. بيشتر کارتهاي واسط شبکههاي LAN داراي حالتي به نام حالت بي قيد (Promiscuous mode) هستند که در چنين حالتي تمام فريمهاي جاري بر روي شبکه تحويل گرفته ميشود، نه فريمهايي که دقيقا به ادرس او ارسال شدهاند.

با قرار دادن پلها در نقاط مختلف و اطمينان از عدم هدايت اطلاعات حساس به بخشهاي نامطمئن، مسئول سيستم ميتواند بخشهايي از شبکه را از ديگر بخشها جدا کرده تا ترافيک انها به خارج راه پيدا نکرده و در اختيار افراد نامطمئن قرار نگيرد. شکل 1-2 شمايي از وصل چند شبکه محلي مستقل توسط پل را به همراه نمادهاي مربوطه نشان ميدهد. (اکثرا در بسياري از مقالات پل را با يک شش ضلعي مشخص ميکنند.) :نکته: يک سوييچ ميتواند در نقش يک پل ايفاي نقش کند.

پس از بررسي انکه چرا به پلها نياز است اجازه بدهيد به اين سوال بپردازيم که عملکرد انها چگونه است؟ هدف ارماني ان است که پلها کاملا نامرئي (شفاف-Transparent) باشند، بدين معنا که بتوان ماشيني را از بخش از شبکه به بخش ديگر منتقل کرد بدون انکه به هيچگونه تغييري در سخت افزار، نرم افزار يا جداول پيکربندي نياز باشد. همچنين بايد اين امکان وجود داشته باشد که تمام ماشينهاي يک بخش از شبکه بتواند فارغ از انکه نوع LAN انها چيست با ماشينهاي بخش ديگر، مبادله اطلاعات داشته باشد. اين هدف گاهي براورده ميشود وليکن نه هميشه!

شايد در ساده ترين سناريو بتوان عملکرد پل را بدين روال دانست: ماشين A در يک شبکه محلي، بستهاي را براي ارسال به ماشين ميزبان B در شبکه ديگر که از طريق پل به هم متصل شدهاند، اماده کرده دانست. اين بسته از زير لايه MAC عبور کرده و سرايند MAC به ابتداي ان افزوده ميشود. اين واحد داده، بر روي کانال منتقل، و توسط پل دريافت ميشود; پس از رسيدن فريم به پل، کار دريافت ان از لايه فيزيکي شروع و دادهها به سمت زير لايه بالا هدايت ميشود.

پس از انکه فريم دريافتي در لايه 2 پردازش شد و ادرسهاي MAC بررسي شدند، پل مشخص مي کند که فريم را بايد بر روي کدامين خروجي خود منتقل کند. در نهايت فريم جديدي ساخته شده و بر روي شبکه محلي مقصد منتقل ميشود. دقت کنيد که يک پل که K شبکه مختلف را به هم متصل ميکند داراي K زير لايه MAC و تعداد k لايه فيزيکي و کانال ارتباطي است. تا اينجا به نظر ميرسد که انتقال فريم از يک LAN به LAN ديگر ساده است اما واقعيت اين چنين نيست.

شايد با بررسي سناريوي فوق به اين نتيجه برسيد که کاري که پل انجام ميدهد با کاري که يک سوييچ انجام ميدهد يکي است و چيزي به معلومات شما اضافه نشده است. فقط نام جديد پل بر روي همان سوييچي گذاشته شده که عملکرد ان را مشاهده کرديد! هم درست انديشيده ايد و هم در اشتباهيد! اگر پل را ابزاري فرض کردهايد که قرار است دو شبکه اترنت را بهم پيوند بزند حق با شماست و پل هيچ تفاتي با سوييچ ندارد.

ولي در يک تعريف وسيعتر بايد پل را ابزاري در نظر بگيريد که قرار است دو شبکه ناهمگون (مثل اترنت و بيسيم يا اترنت و حلقه) را به هم پيوند بزند و فريم پس از ورود به پل و قبل از انتقال به شبکه مقصد بايد تغيير ماهيت بدهد و سرايند MAC ان بکل عوض شود. چنين کاري از سوييچ بر نميايد. عموما تمام پورتهاي يک سوييچ لايه 2 (مثل سوييچ اترنت) از يک نوعند و فريمها در خلال انتقال از سوييچ هيچ تغييري نميکنند.

ناهمگوني شبکهها و شرايط ذاتي حاکم بر هر شبکه (مثل شرايط حاکم بر محيط بي سيم يا باسيم) مشکلات عديدهاي را ايجاد خواهد کرد که پل بايد از عهده ان برايد. بنابراين از اين به بعد سوييچهاي اترنت را پلهايي بدانيد که صرفا شبکههاي از نوع اترنت را بهم پيوند ميزند. پل يک سوييچ لايه 2 هست ولي از يک سوييچ اترنت برتر و پيچيدهتر است. اگر به دنبال کسب اطلاعات بیشتر در خصوص نحوه کارکرد بریج در شبکه هستید ، پیشنهاد می کنم حتما سری به دوره آموزش نتورک پلاس و تفاوت هاب و سویچ بیندازید تا به خوبی این مفهوم را درک کنید.

بازدید : 51
سه شنبه 12 فروردين 1404 زمان : 2:04

روتر یا مسیریاب چیست؟ Router چگونه کار می کند؟ Router یکی از دیوایس های مورد استفاده در شبکه می باشد که در لایه ی سوم OSI (لایه Network) کار می کند. Router بین شبکه های مختلف مسیر یابی می کند و دقیقا به همین دلیل باید حداقل دو عدد اینترفیس داشته باشد که Net ID های آنها حداقل یک بیت با هم فرق داشته باشند.برای یادگیری بهتر مفاهیم روتینگ و تجهیزات روتر و ... می توانید به قسمت معرفی تجهیزات شبکه در دوره آموزش نتورک پلاس مراجعه کنید.

روتر (Router) یا مسیریاب دستگاهی در شبکه‌های کامپیوتری است که وظیفه ارسال داده‌ها بین شبکه‌های مختلف را بر عهده دارد. در آموزش شبکه، روتر با استفاده از آدرس IP مقصد، بهترین مسیر را برای انتقال داده‌ها انتخاب می‌کند. این دستگاه در لایه سوم مدل OSI (لایه شبکه) کار می‌کند و می‌تواند به اینترنت متصل شود تا ارتباط بین شبکه‌های محلی (LAN) و گسترده (WAN) را برقرار کند. روترها همچنین دارای قابلیت‌های امنیتی مانند فایروال و NAT هستند که به محافظت از شبکه در برابر تهدیدات کمک می‌کنند.

شرکت های زیادی هستند که تجهیزات شبکه مانند Router و دیگر دیوایس های مورد استفاده را تولید می کنند به این سبب Router ها نیز برند ها و مدل های مختلفی دارند اما همانطور که همه می دانیم بهترین شرکت تولید کننده تجهیزات شبکه، شرکت Cisco است که نه تنها تجهیزات بلکه صادر کننده علم شبکه به دنیا نیز می باشد.Routing علمی است که Cisco به دنیا معرفی کرد و کاریست که روتر ها برایمان انجام می دهند. به طور کلی Routing به معنی ارسال بسته از مبدا به مقصد بر اساس پرتکل ها ،آدرس لایه سومی (IP) و Routing Table یک روتر می باشد.

نحوه کار کرد یک روتر یا مسیریاب

هنگامی که یک روتر را خریداری و برای اولین بار روشن می کنید به صورت پیش فرض کاری انجام نمی دهد یعنی نیاز است که همه کار ها و دستورات به آن داده شود.پس ابتدا اینترفیس های روتر را روشن کرده و بر اساس تشخیص مهندس شبکه، IP های مورد نظر به اینترفیس ها داده و Routing Protocol مناسب بروی آن router راه اندازی می شود. حال زمانی را در نظر بگیرید که بسته ای به روتر می رسد ، در این حالت ابتدا روتر به Routing Table خود نگاه می کند چنانچه Route و یا مسیری برای آن مقصد مورد نظر داشته باشد ، بسته را route می کند و اگر مسیری در Routing table نداشته باشد ، default gateway را بررسی میکند. در صورتی که set شده باشد ، بسته به آن سمت هدایت می شود در غیر این صورت بسته drop خواهد شد.

  • نکته : عملیات Routing تنها توسط روتر انجام نمی شود بلکه switch هایی نیز وجود دارند که این کار را انجام می دهند ودر اصطلاح به آنها MLS که مخفف شده ی عبارت Multi Layer Switch است، گفته می شود. MLS ها قابلیت کار کرد در لایه های دوم و سوم OSI و همچنین دید نسبت به لایه چهارم را دارند.

بازدید : 81
سه شنبه 12 فروردين 1404 زمان : 2:09

اکسس پوینت یا AP چیست؟ Access Point یا Wireless Access Point که به فارسی به معنی نقطه دسترسی می باشد در واقع اسمی است که ما بر روی یکی از تجهیزاتی گذاشته ایم که در شبکه های بیسیم یا وایرلس مورد استفاده قرار می گیرد. این تجهیزات که یه صورت اختصاری به آنها AP یا WAP هم گفته می شود در شبکه های کامپیوتری به تجهیزاتی گفته می شود که عملکردی شبیه به سویچ شبکه های کابلی در شبکه های بیسیم دارند ، بدین معنی که این امکان را فراهم می کنند که از طریق آنها شما بتوانید چندین سیستم کامپیوتری را از طریق شبکه های بیسیم به همدیگر متصل کنید.

اکسس پوینت چیست؟ تفاوت Access Point و مودم به زبان ساده

  1. Access Point (AP) دستگاهی در آموزش شبکه است که امکان اتصال بی‌سیم دستگاه‌ها به شبکه را فراهم می‌کند.

  2. برخلاف مودم که اینترنت را از ISP دریافت می‌کند، اکسس پوینت فقط سیگنال شبکه را در محیط گسترش می‌دهد.

  3. روترها معمولاً دارای AP داخلی هستند، اما در محیط‌های بزرگ از اکسس پوینت‌های مستقل برای افزایش پوشش وای‌فای استفاده می‌شود.

  4. تفاوت اصلی: مودم اینترنت را تأمین می‌کند، روتر شبکه را مدیریت می‌کند و AP فقط سیگنال وای‌فای را گسترش می‌دهد.

  5. در آموزش شبکه، استفاده از اکسس پوینت‌های حرفه‌ای برای پوشش گسترده و مدیریت بهتر کاربران توصیه می‌شود.

به شبکه های محلی که با استفاده از Access Point ها به هم متصل می شوند به جای اینکه LAN بگوییم Wireless LAN یا WLAN هم می گوییم. Access Point ها را معمولا به شکل AP نمایش می دهند ، این دستگاه ها یک عملکرد مرکزی دارند ، تمامی سیگنال های رادیویی را دریافت و ارسال می کنند که در اکثر مواردی که در شبکه های کامپیوتری می باشد سیگنال های Wi-Fi نیز شامل می شود. معمولا از AP ها در شبکه های کوچک و یا شبکه های عمومی اینترنتی برای ایجاد Hot Spot استفاده می شود.

احتمالا شما نیز در خانه خود از این AP ها دارید ، دستگاهی که شما به عنوان مودم ADSL می شناسید که در کنار آن یک آنتن نیز قرار دارد در واقع یک AP است که در لفظ فنی به آن Wireless Router گفته می شود. AP هایی که در دفاتر شرکت های کوچک و خانه ها استفاده می شوند معمولا بسیار کوچک هستند و براحتی بر روی چیپ یک کارت شبکه یا رادیو قابل پیاده سازی هستند ، حتی مودم های وایمکسی که شما دارید نیز همان AP های خانگی هستند.

تجهیزاتی که بصورت ویژه برای کار سرویس دهی وایرلس استفاده می شوند از دستگاه مرکزی AP استفاده می کنند و توپولوژی مورد استفاده در آنها در اصطلاح فنی Infrastructure می باشد. در توپولوژی Ad-Hoc تعداد کلاینت هایی که همزمان می توانند به AP شما متصل شوند بسیار محدود است اما در توپولوژی Infrastructure این تعداد بسیار متناسب با نیاز سازمان شما خواهد بود. در دوره آموزش نتورک پلاس و در قسمت بررسی شبکه های بیسیم یا وایرلس به خوبی در خصوص اکسس پوینت ، تکنولوژی ها و کاربرهایشان توضیح می دهیم.

در توپولوژی Infrastructure در واقع AP شما به عنوان یک پل یا Bridge برای متصل کردن شبکه های بیسیم شما به شبکه کابلی مورد استفاده قرار می گیرد و وظیفه تبدیل سیگنال را نیز بر عهده دارد. AP های قدیمی بین 10 تا 20 کامپیوتر را می توانستند بصورت همزمان پشتیبانی کنند اما امروزه با توجه به گشترش روز افزون تکنولوژی های AP ها می توانند به تنهایی تا 255 عدد کامپیوتر را به هم متصل کنند.

بازدید : 62
سه شنبه 12 فروردين 1404 زمان : 1:36

تفاوت Switch لایه 2 و Switch لایه 3 در چیست؟ سویچ شبکه وسیله ای است که کامپیوترها یا بهتر بگوییم کاربران شبکه را در لایه دوم از مدل OSI که لایه پیوند داده یا Data Link نیز نامده می شود به همدیگر متصل می کند . سویچ ها در واقع جایگرین هوشمندی برای هاب ها در شبکه محسوب می شوند که امکان برقراری ارتباطات با سرعت بالا در شبکه را ایجاد می کنند. در لایه دوم از مدل OSI سویچ با استفاده از ساختار ( MAC ( Media Access Control کار می کنند ، این قابلیت به سویچ کمک میکند که همانن یک پل ( Bridge ) چند پورته ( Multiport ) عمل کند .

سوئیچ لایه ۲ و سوئیچ لایه ۳ هر دو برای مدیریت ترافیک شبکه استفاده می‌شوند، اما تفاوت اصلی آن‌ها در عملکردشان است. سوئیچ لایه ۲ فقط با آدرس MAC کار می‌کند و داده‌ها را بر اساس جدول CAM به مقصد مناسب ارسال می‌کند، درحالی‌که سوئیچ لایه ۳ مانند یک روتر عمل کرده و از آدرس IP برای مسیریابی بسته‌ها بین شبکه‌های مختلف استفاده می‌کند. در آموزش شبکه، یادگیری این تفاوت مهم است زیرا سوئیچ لایه ۳ امکان ایجاد VLAN Routing و ارتباط بین VLANها را بدون نیاز به روتر جداگانه فراهم می‌کند. سوئیچ‌های لایه ۲ برای شبکه‌های محلی کوچک مناسب‌اند، اما سوئیچ‌های لایه ۳ در شبکه‌های بزرگ و سازمانی استفاده می‌شوند. انتخاب نوع سوئیچ بستگی به نیاز شبکه و میزان ترافیک بین سگمنت‌های مختلف دارد.

در واقع سویچ بصورت Full Duplex کار میکند و بعضا در برخی اوقات به آن Full Duplex Hub هم گقته می شود . سویچ ها این قابلیت را دارند که بصورت خودکار آدرس سخت افزاری یا MAC سیستم هایی را که به پورت هایش متصل شده اند را جمع آوری کنند و متوجه بشوند که چه آدرس در کدامیک از پورت های آن قرار گرفته است . سویچ اینکار را با استفاده از دریافت فریم ها از پورت های خود که توسط کامپیوترهای متصل شده به پورت ها ارسال می شود جمع آوری و ثبت می کند . برای مثال اگر پورت Fa 0//1 سویچ فریمی دریافت کند که مربوط به آدرس aaaa.aaaa.aaaa باشد ، سویچ متوجه می شود که این آدرس از پورت Fa 0//1 سویچ وارد شده است ، در ادامه اگر فریمی به سویچ وارد شود که آدرس مقصد آن aaaa.aaaa.aaaa باشد ، سویچ آن را به پورت Fa 0//1 ارسال خواهد کرد.

سویج لایه دو یا Layer 2 Switch

در داخل سویچ ها ما برای اینکه بتوانیم Broadcast Domain های بیشتری داشته باشیم از VLAN ها استفاده می کنیم و با استفاده از این قابلیت پورت های مختلف سویچ را در Subnet های مختلف قرار می دهیم . سویچ های از قابلیت VLAN برای کنترل کردن Broadcast ها ، Multicast ها و unicast ها در لایه دوم استفاده می کند. ترافیک هایی مثل HTTP ، FTP ، SNMP براحتی می تواند توسط سویچ های لایه دو مدیریت شوند .

زمانی که در مورد امنیت شبکه صحبت می کنیم سویج های لایه دو قابلیتی ساده اما قوی به نام Port Security را به ما ارائه می دهند. در سطح لایه دو ، تکنیک هایی مانند Spanning Tree ضمن اینکه قابلیت Redundancy مسیرها را برای شبکه ما ایجاد می کنند ، باعث جلوگیری از بروز Loop در شبکه نیز می شوند . در طراحی شبکه سویچ های لایه دو معمولا در سطح لایه دسترسی یا Access قرار می گیرند . در مسیریابی بین VLAN ها یا Inter VLAN Routing سویچ های لایه دو نمی توانند کاری انجام بدهند و بایستی فرآیند مسیریابی را یا به یک مسیریاب و یا به یک سویچ لایه سه که بتواند قابلیت های لایه سوم را در اختیار ما قرار دهد بسپاریم .

سویچ لایه سه یا Layer 3 switch

برای چیره شدن بر مشکلاتی مانند ازدیاد Broadcast ها و مدیریت لینک های بیشتر ، شرکت سیسکو سویچ های مدل کاتالیست 3550، 3560 ، 3750 ، 45000 و 6500 را معرفی کرد . این سویج های این قابلیت را دارا هستند که می توانند ارسال بسته ها را با قابلیت های سخت افزاری یک مسیریاب انجام دهند . سویچ های لایه سوم علاوه بر اینکه قابلیت های سویچ های لایه دوم را نیز دارا هستند در همان دستگاه سخت افزاری قابلیت های مسیریابی را نیز تعبیه کرده اند ، با اینکار هزینه های یک سازمان بسیار پایین می آید زیرا نیازی به خرید مسیریاب های اضافی برای استفاده از قابلیت های VLAN نخواهند داشت .

پروتکل های مسیریابی مانند EIGRP و در برخی اوقات OSPF می توانند با استفاده از تعریف شدن یکی از پورت های سویچ به عنوان پورت مسیریابی مورد استفاده قرار بگیرند . برای اینکار ابتدا بایستی قابلیت های فعالیت پورت مورد نظر را با استفاده از دستور no switchport غیرفعال کنیم . سویچ های لایه سوم در طراحی های شبکه ای معمولا در سطح توزیع ( Distribute ) و یا هسته ( Core ) مورد استفاده قرار می گیرند . در برخی اوقات به این نوع سویچ های Router Switch نیز گفته می شود.

وجود ضعف در بسیاری از قابلیت های پروتکل BGP و بسیاری دیگر از امکانات اساسی دیگر که در مسیریاب ها وجود دارند باعث می شود که هنوز این سویچ ها نتوانند کارایی مانند کارایی های یک مسیریاب کامل را داشته باشند . بدون شک اگر چنین قابلیت هایی در این نوع سویچ ها تعبیه شود وجود یک مسیریاب سخت افزاری بصورت جداگانه تبدیل به یک داستان قدیمی برای کودکان ما خواهد شود . وقتی در خصوص هزینه های و مقایسه آنها صحبت می کنیم مطمئن باشد که کم هزینه ترین دستگاه در این مورد سویچ های لایه دو هستند ، اما ما بایستی در طراحی شبکه خود هر دو نوع سویچ را ، هم لایه دوم و هم لایه سوم را در نظر داشته باشیم .

اگر شرکتی یا سازمانی در آینده قصد توسعه و بزرگتر شدن دارد قطعا بایستی در طراحی های خود سویچ های لایه سوم را ببینیم . علاوه بر این قابلیت های سویچ های لایه سوم ضمن اینکه قدرت پشتیبانی از حجم زیادی از ترافیک را دارند ، نسبت به سویچ های لایه دوم هوشمند تر نیز هستند و همین موضوع باعث می شود که در بیشتر سازمان ها و شرکت های بسیار بزرگ از این نوع سویچ های استفاده شود ، حال آنکه شرکت های کوچک معمولا از سویچ های لایه دوم استفاده می کنند .تمام مباحث شبکه و مفاهیم بسیار حرفه ایی و دقیق را در دوره آموزش شبکه بهتر یادبگیرید.

بازدید : 63
سه شنبه 12 فروردين 1404 زمان : 1:46

هاب (Hub) و سوئیچ (Switch) هر دو دستگاه‌های شبکه‌ای هستند، اما عملکرد آن‌ها متفاوت است.هاب تمام داده‌های دریافتی را بدون بررسی، به همه دستگاه‌های متصل ارسال می‌کند، در حالی که سوئیچ داده‌ها را فقط به مقصد صحیح می‌فرستد.سوئیچ از آدرس MAC برای مدیریت ترافیک شبکه استفاده می‌کند، اما هاب چنین قابلیتی ندارد و باعث ایجاد ترافیک اضافی می‌شود.به دلیل این تفاوت، سوئیچ کارایی و امنیت بیشتری نسبت به هاب دارد و در شبکه‌های مدرن ترجیح داده می‌شود.در آموزش شبکه، شناخت تفاوت‌های این دو دستگاه به درک بهتر مدیریت و بهینه‌سازی شبکه کمک می‌کند.

هاب و سویچ دو نوع از تجهیزاتی هستند که در شبکه برای متصل کردن کامپیوترها به هم استفاده می شوند و بیشتر کاربرد آنها در شبکه های LAN است. مهمترین تفاوتی که بین هاب و سویچ لایه دو وجود دارد در پیچیدگی طراحی داخلی این دستگاه ها است. هاب یک دستگاه فوق العاده ساده است که هیچگونه قدرت پردازشی و تحلیلی در خود ندارد و تنها کاری که انجام می دهد این است که بسته های اطلاعاتی را در شبکه دریافت و برای تمامی پورت های خود ارسال می کند. در قسمت هفتم از دوره آموزش نتورک پلاس دقیقا تفاوت بین سویچ و هاب و چگونگی به وجود آمدن و جایگزین شدن سویچ صحبت شده است.

هاب به هیچ عنوان محتوای بسته های اطلاعاتی که در خود رد و بدل می شوند را واکاوی نمی کند و تقریبا هر چیزی که به آن وارد می شود از آن بدون هیچگونه تغییری خارج می شود. از طرفی دیگر سویچ لایه دو یک دستگاه هوشمند تر است که کمی قدرت پردازشی دارد و از محتویات بسته های اطلاعاتی نیز تا حدودی خبر دارد ، سویچ لایه دو آدرس های مبدا و مقصدی که در بسته اطلاعاتی وجود دارند را می خواند و می داند که یک بسته اطلاعاتی باید به کدام مقصد ارسال شود و از کدام مبدا به سویچ لایه دو وارد شده است. سویچ لایه دو اطلاعات مربوط به مبدا و مقصد موجود در بسته های اطلاعاتی را در خود نگه داشته و بر اساس آنها تعیین می کند که یک بسته اطلاعاتی باید به کدام سمت ارسال شود.

هاب به دانستن محتویات موجود در بسته های اطلاعات نیازی ندارد زیرا به محض دریافت کردن یک بسته اطلاعاتی از روی یکی از پورت های خود کل بسته اطلاعات را در تمامی پورت های خودش ارسال می کند ، به نوعی هاب تمامی اطلاعاتی که دریافت می کند را درون همه پورت هایش Broadcast می کند ، البته به این نکته توجه کنید که هاب روش کاری شبیه به سیستم Broadcasting یا ارتباط یک به همه دارد و ما برای مثال از کلمه Broadcasting استفاده کردیم زیرا ساختار بسته اطلاعاتی Broadcast به تنهایی متفاوت است.

تشخیص اینکه یک بسته اطلاعاتی مربوط به یک مبدا یا یک مقصد خاص است بر عهده کامپیوترهایی است که به هاب متصل شده اند ، اگر آدرس مقصدی که در بسته اطلاعاتی تعریف شده بود مربوط به کامپیوتر مربوطه بود ، بسته اطلاعاتی دریافت و در غیر اینصورت بسته اطلاعاتی Drop یا از بین می رود. در سویج لایه دو هم چنین چیزی به وجود می آید اما نه در همه شرایط ، بلکه صرفا زمانیکه مقصد بسته اطلاعاتی مشخص نباشد ، بسته اطلاعاتی به همه پورت ها ارسال خواهد شد. زمانیکه در سویچ لایه دو ، یک بسته اطلاعاتی به مقصد مورد نظر می رسد یک پاسخ به سویچ لایه دو داده می شود که از طریق آن سویچ قادر خواهد بود اطلاعات مقصد را از داخل بسته اطلاعاتی خارج و در خود ذخیره کند ، این عمل باعث می شود که سویچ لایه دو Flood نکند و ترافیک زیاد در شبکه ایجاد نکند.

همانطور که گفتیم مکانیزم کاری هاب به شکل Flooding یا ارسال بسته به همه پورت ها است ، اینکار باعث کاهش شدید کارایی شبکه و کند شدن ارتباطات شبکه می شود زیرا یک کلاینت زمانیکه در حال انتقال اطلاعات است تمامی پهنای باند موجود در هاب را به خودش اختصاص می دهد و به همین دلیل است که دیگران قادر به ارسال اطلاعات در این حین نمی باشند. در واقع هاب پهنای باند را بصورت اشتراکی به کلاینت ها ارائه می دهد و تا زمانیکه کار انتقال داده برای یکی از کلاینت ها تمام نشود کلاینت دوم قادر به ارسال اطلاعات به درستی نخواهد بود.

این مکانیزم کاری هاب شبیه به تریبون سخنرانی است ، تا زمانیکه سخنرانی شخصی که در حال سخنرانی است تمام نشده است نفر دوم قادر به ایراد سخنرانی نخواهد بود. اما سویچ لایه دو دارای قابلیتی به نام Micro Segmentation است که این امکان را به سویچ می دهد که با توجه به اینکه پورت مبدا و پورت مقصد را می شناسد ترافیک را صرفا به پورت مقصد ارسال کند و ترافیکی برای سایر پورت های شبکه ایجاد نکند ، در واقع زمانیکه یک نفر در سویچ لایه دو در حال انتقال اطلاعات باشد نفر دوم برای مسیرهای دیگر هیچ مشکلی برای انتقال اطلاعات نخواهد داشت زیرا مسیرهای رد و بدل شدن اطلاعات کاملا مشخص و از قبل تعیین شده هستند.

به نوعی می توانیم بگوییم که سویچ لایه دو امکان استفاده اختصاصی به هر کدام از کلاینت ها از پهنای باند سویچ را می دهد زیرا مسیرها کاملا مشخص هستند. این مکانیزم کاری را می توانیم با مکانیزم کاری تلفن های سلولی مقایسه کنیم ، جاییکه شما همزمان می توانید به همراه سایر افراد از شبکه تلفن همراه استفاده کنید و این در حالی است که همه افراد دیگر بر روی این بستر همزمان در حال مکالمه هستند و هیچگونه خللی در کار مکالمه شما وارد نخواهد شد.

تعداد صفحات : -1

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 175
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 72
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز : 8
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 96
  • بازدید ماه : 378
  • بازدید سال : 2515
  • بازدید کلی : 15412
  • <
    آرشیو
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی